+ کرایه اِکو

  - خانوما... نوما... ماماما. خانوما... نوما... ماماما.

  - یه کم اکوی صدا رو بگیر. بذار صدا صاف بشه.

   جیززززززززززز (صدای سوت اکو)

  + پیچ اش شکسته. چوب کبریت گذاشته بودم که پرید بیرون. ببینم چی کار می تونم بکنم.... ببین خوب شد؟

  - خانوما زحمت بکشن و مزار رو ترک کنن تا آقایون هم بتونن به قرائت فاتحه بپردازن. ضمنا از طرف تمام میهمانان، مسئولین لشکری و کشوری که قبول زحمت کرده و زینت بخش این مجلس شدن، این ضایعه بزرگ رو به خاندان داغ دیده تسلیت گفته و متقابلا از طرف خانواده مرحوم از همه عزیزان کمال تشکر را دارم. همچنین مجلس شب هفت این مرحوم روز پنج شنبه بر سر مزار برگزار خواهد شد.

  + خواهرها و برادرا توجه بفرمایند، هزینه شام صرف امور خیریه شده، لطفا با هر وسیله ای تشریف آوردید با همون هم به منازل خودتون برگردید. فاتحه.

  - کم کم تو هم مداح میشی آ. زود باش جمع کن بریم. از قطعه 317 صد بار زنگ زدن.

  + بریم ولی یادت باشه من پنج شنبه نمیام. بالاخره پیداش کردم. پنج شنبه عروسی داداش اونه. با یه واسطه گفتم ارکسِ عروسی رو من جور می کنم. یه گروه دی جِی از دُبی دعوت کردم که برای کانال جِم میوزیک برنامه می سازن. اکو رو هم خودم میدم.

  - جمع کن این مسخره بازی ها رو. برای پنج شنبه صدتا مجلس قول دادم. من بدون اکو چه غلطی کنم؟

  + ببین وحید جان، من این چیزها حالیم نیست. دوازده ساله که منتظر این روز هستم. تو یه اکو برای خودت جور کن.

  - حداقل ردیف کن من بیام و برای عروسی بخونم.

  + گم شو بابا. می گم دی جِی از دُبی آوردم. یه مداح رو کجا ببرم؟

***

  + وحید جان من نوکر کلّه یِ کَچَلِ پدرت هستم. از خَرِ شیطون بیا پایین. بریم دو ساعت تو عروسی بخون هر چقدرهم پول خواستی من میدم.

  - نمی شه. صد تا مجلس دارم. یکیشون مجلس ختم پدرِ نماینده یِ مجلسه. تو هم که دی جِی از دُبی آوردی. من هم که خواننده عروسی نیستم.

  + پروازشون کنسل شده. اگه نیای دیگه نمی بینمش. یه اُرگ پیدا کردم که چندتا آهنگ تو حافظه اش داره. تو لب خونی کن. فقط جان مادرت، شال گردنت رو باز کن.

***

  - بر جمال مبارک عروس و دا...

  + سیسسسس. الاغ عروسی اومدیم. اینا چیه که میگی؟ اول بگو، خوشگل ها دستا بالا، بعد بگو به افتخار عروس و داماد، یه کف مرتب.

  - (آهان. فهمیدم) بر جمال خوشگل ها یه کف مرتب.

  + اَی خاک بر سر من... اُه اُه اُه. دیدمش. خودشه به خدا

  - کدومه؟

  + همونی که داره به عروس کادو میده

  - اون که هم سنِّ دخترتِ!

  + نه بابا. من زود پیر شدم.

***

  * ببین پدر من. احترام موی سفید شما واجب. ولی این داماد داداش ته تغاری منه. عزیز منه. من می خواستم بهترین عروسی رو براش بگیرم. پول چهار تا ارکس رو دادم که یه گروه خوب بیاد، اون وقت معلوم نیست کی رو آوردی. بعد از هر آهنگ سه تا صلوات می فرسته!

  + ببین دختر گلم، صلوات که بد نیست

   جیزززززززز (صدای سوت اکو)

  + وحید یه دقیقه اون اکو رو خفه کن

  + آره داشتم می گفتم، صلوات که بد نیست. تازه مجلس روحانی هم میشه. پرواز اون گروه کنسل شد و من به هزار مُصیبت بهترین دی جِی خون این شهر رو پیدا کردم. به خدا ده تا مجلس داشت که به خاطر شما کنسل کرد.

  * من این چیزها حالیم نیست. نصف مهمون ها قهر کردن و رفتن. مجلس داره به هم می خوره.

  + الان درستش می کنم. تو برو یه دبّه یِ خالیِ ترشی پیدا کن تا من کارها رو ردیف کنم.

  * دبّه یِ ترشی برای چی؟

  + ببین خورشید خانوم، هنوز هم به حرفم اعتماد نداری! تو دبّه رو بیار، بقیه اش با من.

  * چی؟ خورشید خانوم! تو کی هستی که به من میگی خورشید خانوم؟.... تویی؟ چرا اینقدر پیر شدی؟

  + داستانش طولانیه. فعلا برو دبّه رو بیار تا همه یِ مهمون ها نرفتن.

***

  + وحید جان اکو رو جمع کن و برو. دیگه لازم نیست. موقع رفتن از آشپزخونه شامت رو هم بگیر و ببر. سه پرس هم ببر خونه یِ ما. نه. نه... شش پرس ببر. بذار بمونه برای ناهار فردامون. این ها پول دارن هر چی بکَنیم غنیمته.

  * اِهِن. اِهِن.

  + ای ببخشید. نمی دونستم داری می شنوی. شرمنده.

  * خواهش می کنم. این هم اون دبه ای که می خواستی.

  + حالا بیا بشین پیش من، از اینجا به بعد، مجلس دست منه. نگران هیچی نباش.

  * دستم رو نگیر. پسرم ببینه یه فیلیپینی می زنه و نصفت می کنه.

  + خدا حفظش کنه. دهنم سرویس شد تا توی مسابقه یِ فینال حالیش کنم که فیلیپینی بزنه.

  * مگه می شناسیش؟

  + فکر کردی چه جوری پیدات کردم؟ داور وسط مسابقه بودم. وقتی اسمش رو روی بُرد دیدم، شناختمش. به جای داوری داشتم کُچِش می کردم. آبروم رفت. از توی پرونده اش آدرس تو رو پیدا کردم.

***

  + آقایون خوش تیپ و خانوم خوشگل ها یه کم بیان جلوتر تا مجلس منسجم تر بشه. دو دقیقه حرف می زنم و بعدش ادامه عروسی رو می ریم. این خانوم گلی که می بینید اینجا وایساده، خورشید خانوم من بود. دوازده سال پیش سی و پنج سالم بود. جوون بودم. سه روز بعدش خورشید خانوم رفت پشت ابر و دیگه بیرون نیومد. باز هم سی و پنج سالم بود ولی پیر شده بودم.1 خیلی دنبالش گشتم، وقتی پیداش نکردم، من هم از اون محل کار رفتم. پرایدم رو فروختم و یه اکو خریدم. از اون موقع من اکو کرایه می دم و پسر عموم وحید مداحی می کنه. اموراتم می گذره ولی "دنیام شده آخرت یزید". با هزار مصیبت پیداش کردم و تنها راه نزدیک شدن به اون همین مجلس بود که تا اینجاش رو خراب کردیم. ولی نگران نباشید. الان تا هر وقت که بخواهید با این دبّه می زنم و براتون جواد یساری می خونم. همه یِ خوشگل ها به جز این یکی بیان وسط و برقصن.

***

  + نه آفتابی نه مهتابی نه ابری / نه مشتاقی نه بیزاری نه صبری / نه فکر من نه خود نه دیگرونی

   نه کافر نه مسلمونی نه گبری / کی هستی و چی هستی  / فقط خدا میدونه

   حل این معما منو کرده دیوونه  / گاهی مسجد گاهی میخونه میری

   گاهی کعبه گاهی بت خونه میری / گاهی عاقل گاهی دیونه میشی

***

  * کجا داری میری؟

  + می رم وسط برقصم

  * به من میگی بشین، خودت میری وسط !؟ پس کی دبّه بزنه و بخونه؟

  + ولش کن. دیگه دبّه هم نمی خواد. بیا برقصیم. بقیه هم بصورت خود جوش می رقصن. آهااااان بییییا. خوشگل ها بییییان.

***

  * خوب پدر جان چقدر تقدیم کنم؟

  + دختر گلم، قابلِ تو رو نداره. همونی که صحبت کردیم.

  * یعنی چی؟ گفته بودی دی جِی از دُبی میاری، حالا با دبّه عروسی رو راه انداختی و می خوای همون پول رو بگیری؟

  + جان من سخت نگیر. اکو خرابه، می خوام پول پیش بدم و یه اکویِ جدید به صورت اقساط بگیرم.

  * ای خدا خَفَت کنه.

  + دوست دارم خورشید خانوم. دیگه گُمِت نمی کنم.

  * من هم دوست دارم. خوشحالم که دیدمت. عروسی هم عالی بود. ممنون

***

اگه یه روزی دنیا اینقدر نامرد بشه که تو رو یک متر از من دور کنه:

برای دیدنت یه سینی می خرم و توی مسیر خونه ات شاتوت می فروشم.

اگه ندیدمت، از غم دوریت، تارُک دنیا می شم و تو قبرستون ها اِکو کرایه میدم.

و یا یه نیسان آبی می خرم و به بهانه خرید ضایعات ساختمانی کوچه به کوچه یِ این دنیایِ نامرد رو زیر پا می ذارم تا پیدات کنم.

 فقط مواظب باش که دبّه رو گم نکنی. شاید عروسیِ پسرت لازم بشه.

***

1- این جمله برگرفته از فیلم اتوبوس شب می باشد، با کمی تغییر

نویسنده : پاندای خندان ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٢٢
تگ ها: عشق و انتظار
    پيام هاي ديگران()   لینک